تبليغاتX
شاه البرز طالقان
شاه البرز طالقان

در پایین مطلبی از آقای زراع را مطالعه می فرمایید که در روزنامه ایران چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵ به چاپ رسیده بود..

261786.jpg

مى گويند كوهنوردى سودآور نيست، صعود بسيار دشوار است، گاهى بايد چندين روز پياده روى كرد و ساعت ها از شيب هاى ملايم يا تند بالا رفت تا به قله رسيد؛ قله اى كه هميشه باد در آنجا بيداد مى كند و رد جانوران كشته شده را روى سنگ ها مى پاشد.
اما كوهنوردان چيز ديگرى مى گويند.آنها معتقدند كوهنوردى يك عشق است و شايد نقطه اوج سفرى درونى كه با طبيعت پيوند مى خورد، چرا كه كوهنورد گاه از سراشيبى معمولى بالا مى رود و گاه مجبور است از ابزارهاى متفاوتى استفاده كند تا به فتح يك كوه آهكى يا گرانيتى و يا كوه پوشيده از برف و يخ دست يابد.كوهنورد، گاه راهى را پيش مى گيرد كه كوهنوردى ديگر، پيش از او باز كرده است.كوهنورد برنامه اى زمانبندى شده براى صعود در نظر مى گيرد و حركت هاى جسمى و آكروباتيك خاصى را تمرين مى كند.
احساس و انديشه كوهنورد با حس اشكال خاص كوه و روشنايى زمان هاى خاص روز منطبق مى شود و بالاخره با انجام تمرين هاى ورزشى، چنان سبكبال و چالاك مى شود كه انگار در پاى ديواره صخره اى به رقص مشغول است و زير آسمان آبى، احساس سرمستى مى كند.
اما كوهنوردان حرف هاى خاصى دارند.آنان تأكيد مى كنند: جسورترين و بهترين كوهنوردان كسانى هستند كه مسيرهاى نارفته را باز مى كنند و پيش از صعود با رمز گشايى ، نشان صخره ها، زيباترين و سخت ترين مسير را انتخاب مى كنند.درست مثل
« محمد مهدى زارع» كه با ضربه هاى تيشه بر كوه «كوهسار» و رمزگشايى صخره هاى لايه لايه آن، امروز پيوند با طبيعت را به زندگى مدرن شهرى ترجيح مى دهد!
«زارع» يك كوه تراش است بى آن كه نام فرهاد را با خود به يدك بكشد.زارع زمانى كه كوه را مى تراشد، به هيچ چيز ديگرى فكر نمى كند.زيرا خوب مى داند اگر فكر كند، نت هاى تيشه اش را به اشتباه بر سنگ مى زند و نواختن نت اشتباه، حاصلى جز هياهو ندارد.
او مى گويد: «هياهو ناشى از ترس است.ترسى كه آدم ها را از سكوت طبيعت دور مى كند تا در دود و ازدحام خيابان هاى شهر، سقوط كنند.»
«محمد مهدى زارع» ۷۵ ساله، ۲۴سال است كه در كوه زندگى مى كند.او ديگر تحمل هجوم صداى شهرنشينى را ندارد.
در چهره اش خاموشى نيايش وارى وجود دارد.او ميان طبيعت و مردم زنده و آن ها كه دوست دارند با بودن در اوج، لحظات پايانى زندگى شان را مرور كنند، گير كرده.
در«چشمه باغك»، كلبه زارع، روزهاى جمعه در اوج همهمه كوهنوردان بازهم سكوت عميقى وجود دارد كه همه احساس آرامش مى كنند.
او هنوز هم مشتاق ياد گيرى است.
با دهانى بسته و گوش هايى باز، صبورانه به سخن اطرافيانش گوش مى دهد و سپس سخن مى گويد.با درنگ هايى طولانى سخنش را قطع مى كند تا در روح مخاطبانش رسوخ كند.
وقتى شكارچى مى خواهد يكى از حيوانات منطقه او را شكار كند، نمى تواند شانه هايش را به نشان بى تفاوتى بالا بيندازد و رد شود.«زارع» تا دشمن حيوانات را از منطقه دور نكند خيالش آسوده نمى شود.
اگر بخواهيم كلبه زارع را توصيف كنيم بايد بگوييم: فانوس هاى بادى آويزان از سقف، چند تابلوى رنگ و روغن و عكس هاى قاب گرفته كه در تمامى آن ها زارع در اوج قله ايستاده است.كوهنوردانى كه به جان پناه زارع مى روند هميشه برايش مى خوانند: يك مرد عاشق، يك مرد تنها، يك كوه سنگى....زارع يك كلنگ قديمى را نيز به ديواره كلبه اش آويزان كرده و مى گويد: اين يادگارى از استاد كوهنوردم است كه اكنون در ميان ما نيست.
هر روز خودش را در آينه بزرگى كه در كلبه اش قرار داده مى بيند.
سال ها پيش « زارع » در صنعت پوشاك فعاليت مى كرده اما دو بار ورشكستگى دليل مناسبى براى فرار او از شهر و شهر نشينى به دل طبيعت بوده است.
زارع تا كنون قله دماوند را ۷ بار و از ۳ جهت متفاوت فتح كرده .
پسر زارع مى گويد: به دليل آرتروز شديد پدرمان، اوايل با آمدن او به كوه مخالف بوديم اما حالا مى فهميم كه پدر از كجا به كجا پناه برده است.
زارع تمامى وسايل زندگى اش را با كوله پشتى اش حمل كرده است.حتى وان حمام را براى انبار كردن آب مورد نيازش بدون استفاده از ماشين به بالا كشيده است.يكى از دوستان او مى گويد: يك روز كه قصد رفتن به كلبه زارع را داشتم در مسير ديدم كه يك وان به طور عمودى در حال رفتن در جاده است.نزديك تر كه آمدم ديدم خود زارع است كه براى ذخيره آب آبيارى درختانش وان حمام را بر دوش گرفته و با پاى پياده آن را از كوه بالا مى كشد.
زارع سابقه ۶۰ سال كوهنوردى دارد و متولد سال ۱۳۱۳ است. در همدان است.يكى از دوستانش مى گويد: من با خصوصيات اين كوهنورد آشنا هستم.هيچ كس نمى تواند زارع را محصور كند.همانطور كه مى بينيد ۲۴ سال است كه تنهاى تنها شب و روزش را در كوه سپرى مى كند.
زارع در يك روز بارانى كه همراه دوستانش به كوه رفته بود عاشق اين محل شد و به دوستانش گفت كه قصد دارد براى هميشه در آن جا بماند.
يكى از دوستانش مى گويد: در آن روز بارانى ما به داخل فرورفتگى كوه پناه برديم تا باران بند بيايد.هنوز باران مى باريد كه زارع گفت: از فردا در همين جا ساكن مى شوم و جنب نمى خورم.ما به او گفتيم زيبايى منظره بارانى اين كوه تو را دچار احساسات كرده و محال است كه بتوانى تنهايى اين جا طاقت بياورى.اما در كمال ناباورى او اين كار را كرد و با وجود مخالفت خانواده اش، شروع به كندن كوه با تيشه اش شد! چنان كه تمامى راهى را كه اكنون كوهنوردان از اين كوه مى پيمايند، با دستان خود زارع، درست شده و هيچ ماشين و انسان ديگرى جز او و چند نفر از دوستانش نقش نداشته اند.
زارع مى گويد: اينجا چشمه اى به نام «باغك» بود كه منطقه به همان نام ناميده شده است.تنگه اين جا هم به نام تنگه باغمير شهرت داشت.
زارع جان پناهى را كه خودش با دست كنده به دو شيوه تابستانى و زمستانى تهيه كرده كه كوهنوردان در بخش مسطح آن ورزش صبحگاهى شان را انجام مى دهند و براى تازه كردن نفس شان خود را به كلبه او مى رسانند.
عدسى و خوراك لوبياى زارع حرف ندارد.زارع هيچ وقت گوشت نمى خورد و با وجودى كه دارايى او ۳ قلاده سگ و ۵ مرغ و خروس و كبوتر و يك كبك است ، مى گويد: مرغ و خروس ها را آورده ام تا فقط از تخم مرغ آن ها بتوانم استفاده كنم.
زارع مى گويد: يك شب كه مشغول تعمير كردن خانه ام بودم ناگهان از ارتفاع ۴ مترى به پايين سقوط كردم.اول نمى دانستم چه برسرم آمده و احساس مى كردم مجروح شدم.اما به طرز معجزه آسايى نجات پيدا كرده بودم و هيچ آسيبى به من نرسيده بود.بااين حال چون سگ هايم متوجه اين سقوط شدند خودشان را به آب و آتش مى زدند تا مرا نجات دهند.من آنها را زنجير كرده بودم و به همين خاطر نمى توانستند زنجير را پاره كنند.زمانى كه خودم را به آن ها رساندم تا نشان دهم در سلامت كامل به سر مى برم، ديدم كه چشم آنها خيس شده و برايم گريه كرده اند.
او دوست ندارد آرامش حيوانات منطقه تحت هيچ شرايطى به هم بخورد، حامى حيوانات است.خودش مى گويد هيچ شكارچى در محل زندگى او حق شكار كردن حيوانات را ندارد.
زارع از روزى تعريف مى كند كه كلاغان جانش را از حمله يك گرگ نجات دادند.او مى گويد: «آن روز كلاغان سرو صداى عجيبى راه انداخته بودند.تعجب كرده بودم.فصل بچه دار شدنشان نبود كه فكر كنم كسى به جوجه هايشان آسيب رسانده باشد، به همين خاطر سراغ سرو صدا رفتم و ديدم آنها حالت تهاجمى به چيزى گرفته اند و سرشان طورى است كه به پايين نگاه مى كنند.آنها مى خواستند جان مرا از حمله آن گرگ نجات دهند!»
آرش ، پسر زارع نيز تأكيد مى كند: در محل زندگى پدرش، مارهاى جعفرى فراوانى وجود دارند اما تا كنون يك بارهم به پدرش آسيب نرسانده اند.او مى گويد: پدرم هفته اى يك روز به خانه مى آيد تا مادر و خواهرم را ببيند و يك روز در كنار خانواده اش باشد.او تمام نان هاى خشك و خوراكى هايى را كه براى حيوانات مناسب است با خودش به كوهستان مى برد و آنان را تغذيه مى كند.او معتقد است حيوانات با انسان ها كارى ندارند و چون ما انسان ها به قلمرو آنان تجاوز مى كنيم، آن ها نيز مجبورند از خودشان دفاع كنند.
«وثوق» يكى از ورزشكارانى كه هر روز مراسم ورزش صبحگاهى را در پارك لاله تهران برگزار مى كند و با گروهى كه تشكيل داده هر جمعه به كلبه زارع مى رود نيز درباره اين كوهكن آرام مى گويد: زارع بى آن كه خودش بداند مشوق بسيارى از افرادى شده كه تا كنون با ورزش بيگانه بودند.او به هيچ كس اجازه سيگار كشيدن نمى دهد و با وجودى كه بارها به او پيشنهاد شده در كلبه اش قليان بگذارد و در ازاى اين كار از افراد پولى دريافت كند به شدت با انجام اين اقدام مخالفت كرده است.زارع مى گويد: اين مكان قهوه خانه نيست.محل كسب درآمد هم نيست . فقط جايى است كه افراد در آن احساس امنيت و آسايش  كنند.
زارع در زندگى اش حتى يك قرص هم نخورده، از غذاهاى سرخ كردنى بيزار است و خودش مى گويد: گاهى اوقات كه به ميهمانى مى رويم و نمى توانم از غذاى صاحبخانه نخورم، پس از ميهمانى با خوردن آلبالو يا ميوه هاى ديگر چربى هاى غذا را برطرف مى كنم. خوراك زارع در دو وعده خلاصه مى شود؛ ۱۰ صبح و ۵ بعدازظهر.نان و پنير و سيب زمينى و تخم مرغ و سرانجام آقاى پياز!
پيرمرد كوهستان هميشه وقت كم مى آورد.او هميشه به كندن كوه و كشيدن راه مشغول است تا به شهرنشينان بفهماند در نا كجاآباد طبيعت مى توان راحت تر از شهر زندگى كرد.او چند درخت نيز در محل سكونتش كاشته و بخش ديگرى از وقت خود را صرف آبيارى آنها مى كند.دوستان او مى گويند: از زمانى كه او به اين كوهستان آمده ۱۰ كيلو وزن كم كرده است و امروز كوله پشتى هايى كه جوانان نمى توانند آنها را از زمين بلند كنند در يك چشم به هم زدن روى كولش مى اندازد و راهى مى شود.
جايى كه امروز با دست هاى اين مرد كوهستان كنده شده، پيش از حضور او در كوهستان به اندازه يك كف دست جايى براى نشستن نبود.اما او ديگر قصد ندارد فضاى كلبه را بيش از اين افزايش دهد.
تنهايى براى اين مرد معنا ندارد، با وحشت بيگانه است . وقتى از او مى خواهيم بگويد در زمان بيمارى چه مى كند، با اعتماد به نفس مى گويد: من هرگز بيمار نمى شوم و جز ناراحتى آرتروز كه آن هم با آمدن به كوه بسيار بهتر شده است هيچ ناراحتى ديگرى ندارم.زارع تاكيد مى كند: اين زندگى را با دنيا عوض نمى كنم.
او عاشق تاريخ و جغرافياست و هميشه مطالعه مى كند.زارع يك دفتر دارد كه خاطرات و عملكرد روزانه اش را در آن مى نويسد.اين كوهنورد حرفه اى كه تا كنون جان چندين نفر در كوهستان را نجات داده است با گياهان كوهى به خوبى آشناست و كوهنوردان از چاى آويشن او بسيار تعريف مى كنند.
زارع عاشق كوه و بيابان است.به همين منظورزباله هايى كه برخى افراد در نزديكى محل سكونتش مى ريزند جمع آورى مى كند.
جان پناه زارع، هر هفته شلوغ است و كوهنوردان بسيارى به آن مى روند.آنجا محفلى كاملا ورزشى و خانوادگى است.زارع به همه توصيه مى كند: كوهستان مداواى تمامى دردها و بيمارى هاست.
او صداى بسيار جوانى دارد، بر خلاف دستان پينه بسته اش كه مى لرزند با نواى نى پسرش آواز مى خواند و از سرزمينش «همدان» بيش از هر چيز ديگرى تعريف مى كند.او معتقد است صداى نى، دف، تنبور و تار منطبق با طبيعت است و زيبايى هاى طبيعى را دوچندان مى كند.
اين سكونتگاه طبيعى، مكانى خود جوش است كه مراجعان آن حس همكارى بسيار قوى دارند.محل زندگى زارع، حتى بى نصيب از كتابخانه نمانده، اغلب كتابهاى شعرو داستان هاى تاريخى در قفسه شيشه اى جا گرفته اند.زارع مى گويد: هميشه پيرو « خواجه عبدالله انصارى» بوده ام و قناعت و سادگى را از او و باباطاهر عريان آموخته ام.
او اغلب بى حوصلگى و كرختى جوانان را ناشى از خواب و خوراك نادرست مى داند و به جوانان توصيه مى كند: راز سلامتى در خوراك كم و خواب مناسب خلاصه مى شود.زارع ساعت ۱۰ شب تا ۵ صبح را مفيد ترين زمان استراحت مى داند و مى افزايد: ورزش تنها دليل خوشبختى من است.
تنها آرزوى زارع، ماندن در جايى است كه ۲۴ سال تمام آن را با دستانش كنده است.دايما حسرت مى خورد كه چرا زودتر از اين به جايگايش نيامده است.خودش معتقد است كلبه زارع جايگاه كسانى است كه خوش قلب و خوش نيت هستند و دايما مى خواهند از طبيعت خداوند درس بياموزند.
منبع : اخبار اجتماعى ايران
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 12:16  توسط هادی رفیعی طالقانی  | 

گرچه کمتر برای کوهنوردان اتفاق می افتد که در شکاف های یخی سقوط کنند ولی لازم است که فوت و فن نجات از آن ها را یاد گرفت .

انتخاب روش نجات از شکاف های یخی به عهده ی افراد گروه است . لیکن تمام افراد باید به یک روش تسلط داشته باشندتا بتوانند فرد صدمه دیده را از درون شکاف بیرون آورند . به علاوه تکنیک های لازم برای حالت های مشکل تر ( نجات فرد بیهوش شده ) را نیز فرا گیرند

معمولا" کسی که در شکاف های یخی سقوط کند اگر صدمه جدی ندیده باشد می تواند خود را نجات دهد . بعضی مواقع با دور زدن شکاف ها می توان از شکاف بالا آمد . در این مواقع باید اصول زیر را رعایت نمود.

 

1)      اقدام فوری. داخل شکاف های یخی، بسیار سرد است و لازم است فورا" قربانی را بیرون آورد.

2)      باید کوله ای در محل استحکاک طناب با لیه ی شکاف قرار داد تا از صدمه دیدن طناب جلوگیری کرد. برای این منظور از کلنگ کوهنوردی نیز می توان استفاده کرد.

3)      زیاد به لبه شکاف نزدیک نشوید و مواظب باشید که برف روی فردی که در شکاف افتاده نریزد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:25  توسط هادی رفیعی طالقانی  | 

رودخانه های یخی ( گلیشیر ) و ساخت آن ها : رودخانه های یخی از یخچال های مرتفع سرچشمه می گیرد و به دره ها سرازیر می شوند.غالب سلسله جبالهای مهم دنیادارای رودخانه های یخی .عظیمی هستند . طول رودخانه یخی آلیش در آلپ 35 کیلومتر و ضخامت آن حدود 300 متر است (4) ترکیب و ساخت یک گلیشیر در زیر به شرح آن می پردازیم.

 

 گلیبشیر خشک:

    درتابستان برف قسمت پایین رودخانه یخی آب میشود و سطح یخی آنرا آشکار میسازد این قسمت از گلیشیر اگر شیب زیادی نداشته باشد مطمئن ترین قسمت است. زیرا با آب شدن بخشی از یخ و برف روی آن شکافهای یخی گلیشیر معلوم میشود وبنابراین خطر سقوط وجود ندارد. در بعضی قسمتها برف روی گلیشیر را می پوشاند و شکاف ها معلوم نمی شوند .

 

 گلیشیر آویزان:

    بخشی از رودخانه یخی است که روی جبهه های شیب دار و بالای جبهه های صخره ای قرار دارد که منبع بهمن های یخی بشمار میرود و هر لحظه خطر سقوط آنها وجود دارد.

 

 شکاف ها:

    در اثر حرکت گلیشیر ترک خوردگی و شکافهایی به وجود میاید . بعضی از این شکاف قابل عبور و برخی دیگر به کمک پلکان مخصوص کوهنوردی می توان از آن گذشت . ابتدای گلیشیر که از کوه جدا می شود ری ما یا برگ شروند نامیده میشود.

 

 مخروطی های گلیشیر:

    ستونها یا برج های یخی افراشته ای است که هر آن در اثر حرکت گلیشیر گرما ، احتمال سقوط آنها وجود دارد و یکی از خطرات بالقوه در هیمالیا است .

 

یخشار:

      یخشار یا آبشار یخی قسمتی از گلشیر است که در نتیجه ی حرکت در شیب تند به وجود می آید. و ترکیبی است از برج ها و شکاف های یخی و توده های بی شکل متراکم یخ و برف . یخشار های کم طول و بی خطر هستند ولی اگر طولانی باشد ( مانند یخشار خومبو در هیمالیا ) بسیار خطرناک هستند و باید و باید در صورت امکان از کنار آنها جایی که گلشیر بسترهای سنگی و شنی در اطراف و پایین خود ایجاد می کند (L-M  (  گذشت.

 

 دماغه:

    انتهای گلشیر را دماغه نوک گلشیر می نامند و به خاطر شکاف های بزرگِ آن عبور از آن ها مشکل است . زیر دماغه گلشیر بستر توده های متراکم سنگ و شن است که رودخانه از آن جا بیرون می زند و راه رفتن از روی آن بسیار مشکل و ناراحت کننده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:24  توسط هادی رفیعی طالقانی  | 

.كلنگ كوه نوردي

كلنگ براي تمام كار هاي يخ و برف (كندن جاي پا ،حمايت كردن،حفظ تعادل) و در كـــوهســتـــان هاي مرتفع براي كاوش شكاف هاي يخي لازم است.انتخاب نوع كلنگ بســــــتگي به سليقه ي شما دارد كه آن هم به نوبه ي خود در رابطه است با اندازه ي بدن و نــــــــوع صعود.در صعود هاي مشكل يخ و برف كلنگي مورد نياز است كه به خوبي متعادل باشد . اگر كلنگ را از فاصلــــــــه ي

يك سوم تا يك چهارم دسته ي آن بگيرد میبایست به راحتی مستقیم در دست شما بایســــتد. كلنگ هاي کوهنوردی در اندازه هاي متفاوت و با 5 سانتیمتر اختلاف از يكديگر ساخته می شود.

كلنگ هاي قدیم بلند تر بودند(80 سانتيمتر) ولی امروزه كلنگ هاي کوتاه تري مورد استفاده قرار مي گيرد.سه نوع كلنگ به شرح زير مي باشد.

 

1.       گلنگ هاي معمولی

2.       كلنگ هاي كوتاه

3.       كلنگ هاي دو كاره

 

كلنگ هاي معمولی : كه بايد اندازه كافي براي كندن جاي پا ،حمايت كردن و پیدا كردن شكاف يخي بلند مي باشد.طول اين كلنگ ها از 5/67 تا 75 سانتی متر براي افرادي به بلندي 170 تا 180 سانتی متر است.اگر سنگ نورد كلنگ را از سر فلزی آن و با كفش كوه به حالت معمولی بايستد نوك كلنگ مي بایست 2 تا 3 سانتی متر از زمين فاصله داشته باشد.

كلنگ هاي كوتاه : در شیب هاي يخي بسيار تند يا محور هاي محصور كلنگ كوچكي به طول 50 – 40 سانتی متر بسيار بهتر از نوع اول به كار مي آید . اين كلنگ همچنين در مسير هاي مختلف ( صخره هاي حاوی يخ و برف ) مورد استفاده قرار مي گيرد.

كلنگ دو كاره : اين كلنگ ها متعارفی هستند كه مي توانند دو تکه شوند به ترتیبی كه ســــر كلنگ به همراه دسته ي كوتاهش مي تواند در شيب هاي بسيار تند مورد استفاده قرار گرفته

يا اين كه هر دو بخش كلنگ در كنار يكديگر در داخل كوله پشتی قرار گيرد..در هـر حـال ، ايـــــن كلنگ ها به خوبي كلنگ هاي نوع اول و دوم متعادل نبوده ، سنگين و گران مي باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:22  توسط هادی رفیعی طالقانی  | 

كرامپون ها ( يخ شكن )

كرامپون ها معمولا" در كوهستان هاي مرتفع مورد استفاده قرار مي گيرد.

انواع كرامپون .در حال حاضر دو نوع كرامپون مورد استفاده قرار مي گيرد.

1)      كرامپون هاي معمولي‌،كه8تا 10ميخ داشته وهم چنان به خوبي مورد اسـتـفاده قرار مـي گـيـرد ولـي براي استفاده درسعود هاي مشكل يخ و برف كرامپون نوع دوم به تدريج جايگزين آن مي شود.

2)      كرامپون هاي خرچنگي .كه 10 يا 12 ميخ دارند . اين كرامپون در شيب هاي يخي و برفي بسيار خوب عمل مي كندچرا كه مي توان ميخ هاي جلويي آن را مستقيما" به داخل يخ و برف فرو كـوبـيـد .كـرامـپـون خرچنگي صعود از شيب هاي تند را بدون كندن جاي پا و يا خم كردن بيش از اندازه ي زانوان ( كاري كه در مورد كرامپون معمولي لازم است ) امكان پذير مي سازد .

بستن كرامپون.لازم است باز و بسته كردن كرامپون سريع صورت گيرد.هرگونه ﺗﺄخـيري در ايـن كار مـوجـب ايجاد ناراحتي براي افراد گروه مي شود ( مثلا" معتلي در سرماي صـحـر گـاهـي ) در يـك صعـود مخـتـلـط و طولاني (شامل صخره ،يخ ، برف و ...‌‌‌ ) كه لازمه آن تعويض مكرر تـجـهـيـزات مي باشد.چنين تاخير هايي مي تواند منجر به از دست دادن اوقات گرانبهائي گردد . به خاطر اهميت اين مـوضـوع انـواع مـتـعـددي بـند كرامپون عرصه شده است . اين بند ها از جنس چرم يا نايلون بافته شده مي باشند، انواع بافته شده ي آن بايد براي جلوگيري از سائيده شدن انتهاي فلزي داشته باشند.

معمو براي بستن بند كرامپون ترتيبي وجود داردكه مي بايست آن را رعايت كرد . بياد داشته باشيد كه كليه سگكهاي كرامپون مي بايست رو به خارج قرار داشته باشند . مي توان بجاي بندها و سگك هاي متعدد از يك تكه بند بطول تقريبا" 5/1 متر براي بستن كرامپون استفاده كرد.

اندازه كرامپون. كرامپون را به اندازه كفش كوهنوردي مي سازند ولي معمولا" لازم است براي اينكه دقيقا" اندازه يكديگر باشند آنها را در موقع خريد با هم آزمايش كرد. در صورتيكه كرامپون دقـيـقا"انـدازه يـكـديـگـــر باشند آنها را در موقع خريد با هم آزمايش كرد. در صورتيكه كرامپون دقيقا" باندازه كفش كوهنوردي نباشد ميتوان تغييراتي جزئي  در آن بوجود آورد. اين كار با بهترين شكل توسط آهنگر صورت مي گيرد كه مي تواند كرامپون  حرارت داده شده را در زير ضربات چکش به اندازه دلخواه در آورد. باید تا آنجا كه ممکن است از چكش زدن به كرامپون سرد خودداري كرد . نبايد فاصله اي بين جلوي كرامپون و نوك كفش وجود داشته باشد. پاشنه كرامپون بايد بطور مطمئني پاشنه كفش را در بر بگيرد .كرامپون وقتي كاملا" اندازه كفـــش است كه در صورت بلند كردن و تكان دادن پا از كفش جدا نشود . بسيار مهم است كه در اســـــــتـفـاده از كرامپون مراحل ياد شده در بالا را رعايت كنيد چرا كه وجود هر گونه نقصي در كرامپون از اعتماد بــه نفس  شما خواهد كاست. كرامپون اندازه بشما اجازه مي دهد كه وقت زيادي  براي محكم بسته شدن بندهاي آ ن مصرف نكنيد بنابراين خطر سرمازدگي خود را بحداقل مي رسانيد . استفاده از كرامپون ديگران بــــدون اينكه آنرا اندازه  كرده باشيد بسيار خطرناك است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:21  توسط هادی رفیعی طالقانی  | 

o چكش كوه نوردي:

براي يك صعود تمام عيار فني يك چكش با سر فلزي لازم است چرا كه با استفاده از چكش بزرگ تلاش لازم براي فرو كوبيدن ميخ ها به ميزان فراواني كاسته مي شود ولي براي صعود هايي كه ندرتا" كه از ميخ استفاده مي شود چكش  كوچكتري مورد نياز است.سر چكش به منظور ضربه زدن بر ميخ مي بايست پهن باشددر حاليكه سر ديگر آن بايد تيز باشدچرا كه از نوك چكش براي تميزكردن اطراف ميخ استفاده ميشود دسته ي چكش مي بايد در محل اتصال به اتصال به سر چكش به وسيله ي دو ورقه فلزي پوشيد شود  تا از شل شدن يا معيوب شدن آن در هنگام  ضربه زدن جلوگيري بعمل آورد .چكش به وسيله ي يك رشته طناب به كمربند سنگ نوردي قلاب ميشود. بعضي ها از جلد چرمي مخصوص براي جا دادن چكش استفاده مي كنند.

o ركاب

ركاب نردبان طنابي كوتاهي است كه 2 يا 3 و يا حتي 4 پل دارد .طناب به كار رفته در ركاب بهتر است ازجنس تريلون و نايلون بافته و يا مانيلا باشد كه از طناب هاي كابلي قابليت اتساء بيشتري دارند.طنابهاي بافته شده ازجنس تريلون ونايلون كه يك رشته رسيم در داخل خود داشته باشند براي آن كار بي نهايت مناسب مي با شد .پلهاي ركاب مي بايست از آلمينيوم بوده و با اندازه ي كافي پهن باشند به ترتيبي كه هيچ گونه محدوديتي در گردش خون سنگنورد به خاطر نشستن بر روي آن،براي هر مدتي كه باشد،ايجاد ننمايد.پله ي پاييني ركاب مي بايست داراي حلقه اي باشد كه بتوان ركاب ديگري را از آن طريق به ركاب اولي متصل نمود.سنگ نورد از اين طريق ميخ را كه در زير او قرار دارند بيرون بكشد.تعداد پله ها فاصله ي آنها از يكديگر به سليقه سنگ نورد بستگي دارد ولي در هر حال بهتر است پله بالائي را در فاصله تنظيم كرد كه رساندن آن به ميخ بعدي راحت صورت پذيرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:19  توسط هادی رفیعی طالقانی  | 

ميخ هاي سنگ نوردي در انواع و اقسام  متفاوتي عرضه شده اند كه مي توان همه ي آن ها را به چهار دسته ي زير تقسيم كرد.

1.     ميخ هاي برگي شكل،كه داراي تيغه هاي نازكي براي استفاده در شكاف هاي باريك مي باشند.

2.     ميخ هاي ناوداني،كه U شكل بوده و براي شكاف هاي عريض مناسب هستند.اخيرا" استفاده از ميخ هاي ناوداني باريك به جاي ميخ هاي برگي شكل در شكاف هـاي بـاريــك به ميزان فراواني افزايش يافته است چرا كه هريك از اين ميخ ها مي توانند در شكافـهـاي متعددي مورد استفاده قرار گرفته و بهتر از ميخ هاي نوع اول در آن گير مي كنند.

 3.میخ های معمولی که Vشكل هستند.

4.     ميخ هاي آلمينيومي ضخيم ، كه فقط در آمريكا ساخته مي شود .

ميخ هاي سنگ نوردي بايد داراي خصوصيات زير باشند:

·   داراي آن چنان ضخامتي باشند كه بتواند ضربات فراوان چكش و فشار زياد را ،به ويـژه پس از اين كه از شكاف بيرون كشيده مي شود .

·   حلقه هاي متحرك براي ميخ هاي سنگ نوردي بسيار غير قابل اعتماد مي باشد.ميخ هايي كه داراي سوراخ هايي ثابت درانت هاي خود مي باشد بسيار قوي تر هستند.

·   سوراخ ميخ مي بايست عمود برتيغه ميخ باشد تا تحت فشارطناب بيشتربه ديواره هاي شكاف بچسبد.

·   گشادي سوراخ ميخ مي بايست كمي بيشتر از قطركارابين ودايره اي شكل (نه بيضوي شكل) باشد.

·   گردن ميخ (جايي كه سوراخ به تيغه متصل مي شود)مي بايست اجازه دهد كه ميخ قبل از تماس سوراخ آن با صخره به ميزان كمي خم كردد . اين خصوصيات از خارج شدن ميخ تحت فشار طناب جلوگيري خواهد كرد .

گوه ها . در شكاف ها براي ميخ هي ناوداني گشاد باشند مي توان به جاي ميخ از گوه استفاده كرد .نوع چوب گوه مي بايست كيفيتي خوب داشته باشد تا بتواند ضربات چكش را بدون اين كه دچار شكاف گردد ،تحمل نمايد.اخيرا" گوه هايي از فولاد سخت به بازار عرضه شده است كه بزرگتر از گوه هاي چوبي بوده و عموما" مورد استقبال سنگ نوردان قرار گرفته است .

استفاده از رول پنج  و پيچ پرچ در سنگ ها و صخره هايي كه فاقد شكاف هاي طبيعي است ،به خصوص در صخره هايي كه از جنس "دولوميت" و "جامرنيكس" مي باشند ، متداول است. اين روش به خاطر نيروي فراوان مورد نياز براي مته كردن جبه ي عمومي نيافته است .علاوه بر اين بسياري از سنگ نوردان اين عمل را به خاطر وادر آوردن صدمات پايدار به صخره ها نازيبا توصيف مي كنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:18  توسط هادی رفیعی طالقانی  | 

طالقانیها - کوهنوردان - کوه دوستان - ورزشکاران و ورزش دوستان - طبیعت گردان و طبیعت دوستان عزیز سلام

این وبلاگ قرار است وبلاگ گروه کوهنوردی شاه البرز باشد.

این گروه به سرپرستی علی رفیعی بوده و از این طریق برنامه ها و جلسات و مقالات و خاطرات ایشان و گروه به اطلاع دوستان و دوستداران کوه و کوهنوردی خواهد رسید.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 13:42  توسط هادی رفیعی طالقانی  |